احمد بن محمد ميبدى
495
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
هم ميراندن ، از آفريدن خبر داد كه فرمود : سوره 56 آيه 59 59 - أَ أَنْتُمْ تَخْلُقُونَهُ أَمْ نَحْنُ الْخالِقُونَ . آيه . شما آفريننده هستيد يا ما ؟ از ميراندن خبر داد كه فرمود : سوره 56 آيه 60 60 - نَحْنُ قَدَّرْنا بَيْنَكُمُ الْمَوْتَ . آيه . ما مرگ را براى شما مقدّر گرديم . خداوند فرمود : در آفريدن ، صفات لطف نمودم ، و در ميراندن ، كمال قهر نشان دادم بيافريدم تا قدرت و لطف بينى ، بميرانم تا سياست و قهر بينى ، باز زنده گردانم تا هيبت و سلطنت بينى . چون مىدانى كه قادر و توانايم ، حكيم و دانايم و در توانائى و دانائى بىهمتايم ، پس مرا به پاكى بستاى و به يكتائى و بزرگوارى ياد كن ، تا فردا تو را در زمرهء مقرّبان گذارم كه من در ازل چنين حكم كردهام كه : سوره 56 آيه 88 88 - فَأَمَّا إِنْ كانَ مِنَ الْمُقَرَّبِينَ . فَرَوْحٌ وَ رَيْحانٌ وَ جَنَّةُ نَعِيمٍ . آيه . يكى از بزرگان دين گفته كه : روح و ريحان هم در دنيا است و هم در عقبى ، روح در دنيا است و ريحان در عقبى ، روح آنست كه دل بندهء مؤمن بهنظر خويش بيارايد تا حقّ از باطل بازشناسد ، آنگاه به دانش آن را فراخ كند ، تا ديدار قدرت در آن جاى بايد ، بينا كند تا به نور من بيند ، شنوا كند تا پند ازلى بشنود ( مىنيوشد ) پاك كند تا همه صحبت او جويد ، به عطر وصال آن را خوش كند تا در آن مهر دوست رويد ، به نور خويش آن را روشن كند تا از او به او نگرد ، به صيقل آن را بزدايد تا در هرچه نگرد او را بيند ! لطيفه : بنده چون بر اين صفت به سراى سعادت رود ، آنجا ريحان كرامت بيند و نسيم انس دميده زير درخت وجود تخت رضا نهاده و بساط انس گسترده ، شمع لطف افروخته ، بنده شاهوار نشسته ، دوست ازلى پرده برگرفته به بنده سلام رسانيده و ديدار حق نموده ! سوره 56 آيه 90 90 - وَ أَمَّا إِنْ كانَ مِنْ أَصْحابِ الْيَمِينِ . فَسَلامٌ لَكَ . آيه . صاحبان دست راست از سابقان و مقرّبان در منزلت و مرتبت پايينترند ، و آنان عابدانند كه عبادت از بهر آن مىكنند كه به ناز و نعيم بهشت رسند ، و عاملانند كه در دنيا عمل به احكام شرع مىكنند تا در عقبى ثواب يابند ! و خداوند فرمايد : ما مزد نيكوكاران را ضايع نكنيم ، و به هرچه طمع دارند از آن دولت مقيم و جنّت نعيم و ملك كريم ، ايشان را نوميد نكنيم و مزد كارشان تمام دهيم و فضل خود بر سر آنها نهيم . ايشان را مجلسها است آراسته و محفلها پيراسته روشنائى لطفها افروخته ، گونه گونه عطرها سوخته ، دوشيزگان و نورستگان به خدمت ايستاده ، ساقيان دلفريب جامهاى شراب ( پاك ) بر دست نهاده ، خنياگران خوشنواز به نغمههاى شورانگيز دلربائى كرده ، هريكى چون شاهى نشسته و در غرفهء خود بر تخت عزّت تكيه زده ، تاج ولايت به گوهر عنايت بر سر نهاده ، بر بساط انبساط از مشاهدهء جمال آرميده به جلال عزّ بار خداى سوگند كه هيچ مادر مهربانى كودك گريان را آنگونه ننوازد كه خداوند بندهء گناهكار را به وقت عيان بنوازد ! « 1 »
--> ( 1 ) - در بعضى كتابها آوردهاند كه عايشه از پيغمبر پرسيد يا رسول اللّه ، خداوند در شب معراج كه به تو وحى فرستاد و فرموده « فَأَوْحى إِلى عَبْدِهِ ما أَوْحى » اگر لختى از آن گفتنى است با من گوى . پيغمبر فرمود : شب معراج از خداوند پرسيدم : خداوندا ، امّتهاى گذشته را چون سر از اطاعت حق بازداشتند برخى را سنگباران كردى ! بعضى را به زمين فروبردى ! قومى را صورت بگردانيدى ! با امّت من چه خواهى كرد ؟ فرمود : اى محمد ، تو در كار ايشان همه سلامت و امن و عافيت دان و دل خويش از ايشان به سلامت دار و ايمن باش !